عبرت ها و پیام های عاشورا

بسم الله الرحمن الرحیم-www.khademoshohada1.blogfa.com

به نام خداوند بخشنده مهربان

به نام او که هرچه داریم از اوست

به نام او که لطف کرمش بی پایان است

به نام او که جان ما دردستان اوست


نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آبان 1393ساعت 8:8 توسط صدیقه| |


www.sher-agha.blogfa.com

حقا که تو از سلاله ی فاطمه ای

باخنده ی خود به درد ما خاتمه ای

زیباتر از این نام ندیدم به جهان

سید علی حسینی خامنه ای


نوشته شده در شنبه دهم آبان 1393ساعت 8:20 توسط صدیقه| |

 
امام خامنه ای(حفظ الله)

بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر از بدن امام حسین(ع)

جداکردهمان جانبازصفینی است که تا مرز شهادت پیش رفته بود www.sher-agha.blogfa.com

 

نوشته شده در دوشنبه پنجم آبان 1393ساعت 8:34 توسط صدیقه| |

عشق به أباعبدالله (ع) کوچک و بزرگ نمی‌شناسد. هر کس با هر روش و منشی پای در میدان ارادت می‌نهد تا بزم عاشقان هرچه پر شور و شعور‌تر برپا گردد. در این میدان اما، شاعران نقشی بی‌بدیل داشته و دارند.
  قاسم صرافان شاعر جوان کشورمان غزل مرثیه‌ای در حال هوای اربعین از زبان امام سجاد علیه السلام با نام «مثل من هیچکس امام نشد» سروده است. این شعر زیبا به شرح زیر است:
مثل من هیچکس در این عالم وسط شعله‌ها امام نشد
در شروع امامتش چون من اینقدر دورش ازدحام نشد

لشکری از مغیره می‌آمد، خیمه‌ غارت شد و در آتش ‌سوخت
غیر زهرا به هیچ معصومی اینقدر گرم احترام نشد

روضه از این شدیدتر هم هست: لحظه‌ای که حسین یاری خواست
و علی بود اسم من اما خواستم پا شوم ز جام، ... نشد

به لب تشنه علی اصغر به لب تیز ذوالفقار قسم
تا به امروز هیچ شمشیری اینقدر تشنه در نیام نشد

رفتن شاهزاده‌ای چون من به اسیری به یک طرف اما
در سفر اینقدر غل و زنجیر گردن بنده و غلام نشد

آهِ زینب و صیحه‌ی شلاق تا شنیدم، ... از اسب با زنجیر
خویش را بر زمین زدم اما باز هم آن صدا تمام نشد

تل و گودال و نعل و علقمه ...آه! ذوالجناح و لب و گلو... انگار
مثل زینب کسی دلش اینقدر خون ز تکرار حرف لام نشد

آه زینب کجا و بزم یزید، او کجا و جواب ابن زیاد
باز هم صد هزار مرتبه شکر اینکه با شمر همکلام نشد

این چهل سال گریه‌ام شاید از همان روز اربعین باشد
هر قدر عمه سعی کرد صبور به حسینش کند سلام نشد

دیدم از زیر چادرش زینب گفت طوری که نشنود عباس
رنجها دیده‌ام حسین! اما هیچ جایی شبیه شام نشد

چه مسلمانی عجیبی بود که در آن بر عیال پیغمبر
نان و خرما حلال بود اما سنگ انداختن حرام نشد

من سجاد اینقدر خواندم در مدینه نماز و هیچکدام
آخرش مثل آن نمازی که عمه‌ام خواند بی قیام نشد

غل و زنجیر و رشته بر گردن ، یک نفس باده‌ بلا را من
سرکشیدم تمام، اما شکر! سفر عشق نا تمام نشد

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393ساعت 16:5 توسط صدیقه| |

شوق زيارت امام حسين(ع)، همواره در دل و جان دوستداران آن حضرت شوري عظيم برپا مي کند و همين اشتياق وصف ناپذير سبب مي شود، هر سال، در روز اربعين شهادت امام حسين(ع)، کربلا به ميعادگاه ميليون ها عاشق و شيفته حضرت و مکتب انسان ساز ايشان تبديل شود.
شوق زيارت امام حسين(ع)، همواره در دل و جان دوستداران آن حضرت شوري عظيم برپا مي کند و همين اشتياق وصف ناپذير سبب مي شود، هر سال، در روز اربعين شهادت امام حسين(ع)، کربلا به ميعادگاه ميليون ها عاشق و شيفته حضرت و مکتب انسان ساز ايشان تبديل شود.

عاشقاني که خود را از راه دور و نزديک براي کسب فضايلي که اهل بيت(ع) در تبيين اهميت کم نظير زيارت امام حسين(ع) بيان کرده اند، به کربلا مي رسانند. اما زيارت حضرت سيدالشهداء(ع) محدود به زمان و مکان خاصي نيست.

شناخت فضايل و بررسي فلسفه تأکيد بر زيارت حضرت سيدالشهداء(ع)، در کلام اهل بيت(ع)، موضوع گفت وگوي خراسان با آيت ا...سيداحمدحسيني خراساني، عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم است که در پي مي آيد.


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم آذر 1393ساعت 16:16 توسط صدیقه| |

اربعین روز پایان حیرت، سردرگمی، بهت و ضلالت است. اربعین، روز باز کردن چشم‌هاست که در زیارت اربعین می‌خوانیم و «بذل مهجته فیک لیستقذ عبادک عن الجهاله و حیره الضلاله» حسین خونش را در راه تو بخشید تا بندگان را از جهالت و سردرگمی گمراهانه رها کند.
  اربعین بازگشت قافله‌ای است به کربلا که 40 روز سخت، دشوار و غمبار را پشت سر گذاشته است؛ قافله‌ای که باید در اوج شکستگی باشد، اما اینک سرفراز و پیروز بازمی‌گردد؛ شرنگ شکست را در کام عبیدالله و یزید ریخته است. قدرت غاصبانه آنان را به باد انتقاد گرفته و پرده‌های دروغ، فریب و تزویر را پس زده است تا تماشای حقیقت را ممکن سازد. اربعین تجسم رسوایی ستم است و پیروزی حق مظلوم.

«اربعین انتهای جاده اسارت است و ابتدای اسارت ستم. اگر نگاهی از جنس حقیقت آن سوی اربعین را می‌دید 33 هزار زنجیری را می‌دید که پیشاپیش آنان یزید، عبیدالله و عمرسعد در سلسله و غل بودند.»

1. اربعین روز پایان حیرت، سردرگمی، بهت و ضلالت است. اربعین، روز باز کردن چشم‌هاست که در زیارت اربعین می‌خوانیم و «بذل مهجته فیک لیستقذ عبادک عن الجهاله و حیره الضلاله» حسین خونش را در راه تو بخشید تا بندگان را از جهالت و سردرگمی گمراهانه رها کند.

2. اربعین، ‌عدد کمال است؛ کمال تابستان، چله تابستان است و کمال زمستان، چله زمستان؛ چهل سالگی سن کمال است و نقطه بعثت و برانگیختگی پیامبران؛ اربعین روز رسیدن به کمال است. کمال عاشورا، اربعین است؛ کمال همه رفتن‌ها، کمال همه تکاپوها و تلاش‌ها. کربلا در اربعین آینه به قله رسیدگانی است که 40 منزل تا مقصد را یک نفس و هم‌نفس می‌پیمایند و در این راه رخوت، سکون و عقبگرد نمی‌شناسند.

3. در زیارت‌نامه اربعین می‌خوانیم: و قد توازر علیه من غرته الدنیا و باع خظه بار ذل الادنی و شری آخرته بالثمن الاوکس و تغطرس و تردی فی هواه و اسخطک و اسخط نبیک و اطاع من عبادک اهل الشقاق و النفاق و حمله الاوزار المستوجبین النار فجاهدهم فیک صابرا محتسبا حتی سفک فی طاعتک دمه

در آن روز، تاریک دلانی مقابل حسین ایستادند که فریب‌خوردگان دنیا بودند و به فروترین و بی‌ارج‌ترین بها خود را فروخته و آخرت خویش را از سر غرور و حماقت به اندک قیمتی به حراج و تاراج سپرده بودند. فریب‌خوردگانی که واژگون در چاه هوس‌ها افتاده و خشم حسین(ع) و پیامبر(ص) را برانگیخته و به پیروی از بی‌آبرویان و دورویان، جهنم را بر دوش گرفتند و خون حسین(ع) را که صبورانه و عاشقانه مجاهدت می‌کرد، ریختند و حرمت حرمش را نامردمانه شکستند. لعنت وبال‌آمیز و سنگین بر آنان باد.

اربعین، روز برائت و بیزاری از این خصلت‌هاست. روز نفرت و بیزاری از هواپرستی، خودپرستی و دنیاپرستی است. اربعین روز دیدن ناکامی دنیازدگان است؛ روز فهم قیمت انسان. اربعین درک حظی است که باید از آخرت ببریم و این درک و حظ، بی‌خط کشیدن بر دنیای فریبناک ممکن نیست.

4. بازگشت به کربلا، نوعی تجدید عهد با شهداست. تکریم و تجلیل شهید و راه شهید است. زیارت شهید، مرور و ذکر راه شهید است.

5. در عاشورا، خداوند میراث همه انبیا را به حسین(ع) بخشید. (و عطیته مواریث الانبیا) روز اربعین روز بخشیدن این میراث به تاریخ است. عاشورا نمایشگاه بخشش خدا به حسین و اربعین نمایشگاه بخشش حسین(ع) به انسان و تاریخ است.

6. سلام، پل پیوند با کسی که بر او سلام می‌دهیم. روز اربعین روز سلام و پیوند با شهیدان و با آرمان شهیدان کربلاست و این سلام، سلام به فداکاری، ایمان، ایثار، خلوص، آزادگی، عزت، امر به معروف و نهی از منکر است.

اربعین روز سلام به صحابه حسین(ع) است. سلام به جان‌های صیقل خورده است و این سلام یعنی سلام به معرفت، یقین، عبادت، رادی و آزادی و آزادگی. روز اربعین روز بیعت با خوبی و خوبان است. زیارت است و همراهی و همدلی و همردایی.

اربعین پایان هجران و آغاز وصال است.

روز، روز چشم به حسین(ع) و راه او گشودن است و رهنمود راه او بودن، هر چند این راه با زخم و درد و طعن و تازیانه و تحقیر و تلخی طی شود.

اربعین همیشه «راهرو» ماندن است.

نوشته شده در شنبه بیست و دوم آذر 1393ساعت 8:10 توسط صدیقه| |

علل بزرگداشت اربعين حسيني 
هدف امامان از بزرگداشت همه ساله روز اربعين چه بوده است؟ در رأس بزرگان دين، ائمه بودند که اعمال مخصوصي را در اين روز دستور دادند به عنوان اين که مربوط به اربعين حسيني است نه صرف بيستم صفر بودن تا آخرين امام حاضر حضرت امام حسن عسکري عليه السلام که زيارت اربعين امام حسين عليه السلام را يکي از نشانه هاي مؤمن برشمردند.
 
اربعين امام حسين
 
ريشه اين همه اهميت شيعيان و بزرگان دين در مورد اربعين شهادت امام حسين عليه السلام چيست؟ اين مراسم از چه زماني شروع شده است؟ و چرا براي ديگر معصومين، اربعين گرفته نمي شود؟ آيا اربعين امام حسين عليه السلام برگرفته از چهلم گرفتن براي اموات است. و يک بزرگداشت عادي همانند بزرگداشت براي افراد ديگريست که از دنيا رفته اند؟ هدف امامان از بزرگداشت همه ساله روز اربعين چه بوده است؟
 
سيره امامان و بزرگان دين 
روز چهلم شهادت امام حسين عليه السلام که همان روز بيستم صفر مي باشد از همان اولين سال واقعه کربلا 61 قمري روز تجديد غم و اندوه شيعيان و ارادتمند به خاندان اهل بيت عليهم السلام بوده است.

عمل بزرگان دين، براي متدينين با اهميت است به گونه اي که مردم نگاهشان به گفتار و نحوه برخورد عالم ديني است که به چه چيز بهاء مي دهند تا آن را انجام دهند و از چه چيز مردم را باز مي دارد تا سراغش نروند.
اگر عملي را عالمي تأييد کرد و يا بالاتر از آن خود ابتدا به ساکن اقدام کرد اين بعنوان يک سيره حسنه در بين مردم متدين جا افتاده و دنبالش را مي گيرند.
 
 اربعين هم از اين امر مستثنا نيست. در رأس بزرگان دين، ائمه بودند که اعمال مخصوصي را در اين روز دستور دادند به عنوان اين که مربوط به اربعين حسيني است نه صرف بيستم صفر بودن تا آخرين امام حاضر حضرت امام حسن عسکري عليه السلام که زيارت اربعين امام حسين عليه السلام را يکي از نشانه هاي مؤمن برشمردند.

 
زيارت مخصوصه در روز اربعين
 
يکي از مهمترين علل جايگاه ويژه اربعين در ميان شيعيان، همين روايت امام حسن عسکري عليه السلام بر فضيلت اين روز است که زيارت مخصوص امام حسين عليه السلام در روز اربعين را يکي از نشانه هاي شيعه بودن مطرح کردند.
 
تهذيب: از حضرت ابى محمد حسن بن على عسكرى عليه السّلام، روايت است كه فرمود: نشانه‏هاى مؤمن پنج چيز است: پنجاه و يك ركعت نماز، زيارت اربعين، انگشترى در دست راست كردن، پيشانى به خاك ماليدن، و با صداى بلند بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ* گفتن.
 
مأثور از امام و روايت شده چنين‏                كاين پنج خصلت است علامت بمؤمنين‏
 
اول نماز پنچه و يك ركعت و دوم‏                انـگـشـتــر عقـيـق نـمـودن يـد يـمـيـن‏
 
سـوم بلند گفتن بسم‏ اللَّه‏ صلاة                     چهـارم بـخـاك بهـر خـــدا سـودن جـبين‏
 
پنجم كه حق نصيب كند جمله مرد و زن‏       بـوسـيـدن مزار حسـيـــن روز اربـــعـيــن‏
 
 بخاطر همين بسياري از شيعيان از اقصا نقاط جهان سعي دارند در اربعين خود را به قبر امامشان در کربلا برسانند و آنهايي هم که شرایط سفر ندارند آرزوي چنين زيارتي در دل دارند.
 
ائمه عليهم السلام براي ادامه اين مسير و از ياد نرفتن قيام خونين کربلا اين روز را بزرگ شمرده و از اولين زائر حسيني يعني جابر بن عبدالله انصاري - که در اولين اربعين خود را به قبر شهداي کربلا رساند - تجليل کردند. و کم کم روايات بسياري در زمينه ثواب زيارت امام حسين عليه السلام در روزهاي خاص و در تمام طول سال نقل شد.
 
عظمت مصيبت شهادت امام حسين صلوات الله عليه 
اما چرا در بين ائمه علهم السلام به زيارت امام حسين عليه السلام تأکيد شده و باز در بين زيارات در طول سال زيارت اربعين جايگاه ويژه اي پيدا کرده است؟ بايد گفت: به علت شدت مصيبت شهادت امام حسين عليه السلام که مصيبةً ما أعظمها و أعظم رزيتها في الإسلام مصيبتي بوده که نه سابقه اي داشته و نه لاحقه اي. بنابراين فرق اين مصيبت با مصائب ديگر روشن است همانگونه که امام حسن مجتبي عليه السلام به برادرش فرمود: لَا يَوْمَ كَيَوْمِكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّه‏. (3) از طرفي قيام امام حسين صلوات الله عليه بايد زنده مي ماند تا خون مبارکش هدر نرود و لذا تمام تلاش ائمه بر آن بود که به نحوي ياد حضرت سيدالشهداء بر سر زبانها باشد.
 
در اين راه حتي از ابزار گريه و عزاداري به نحو احسن استفاده بردند. گريه هاي امام سجاد عليه السلام شاهد بر اين مدعي است. و اين که يکي از راههاي زنده ماندن ياد و هدف قيام امام حسين(عليه السلام) زيارت حضرت است چه از دور و چه از نزديک.
 
و اما چرا اربعين؟ زيرا اولين زيارت در روز اربعين صورت گرفت. البته قبل از آن هم بطور مخفيانه زيارت محقق شده بود اما بصورت آشکارا و رسمي ظاهرا اين اولين زيارت بوده است. به عنوان نمونه گزارش زيارت شهداي کربلا قبل از دفن شدن که توسط ابن نما تاريخ نويس قرن نهم در کتابش مثير الأحزان ذکر شده آورده مي شود.
 
  اربعين حسيني

آورده‏اند كه «سليمان عدوى» در سومين روز شهادت حسين عليه السلام و ياران فداكارش بر كربلا گذر كرد و پس از تماشاى آن پيكرهاى به خون خفته و گلهاى پرپر شده مرثيه‏اى جانسوز بدين مضمون سرود:               مررت على أبيات آل محمّد          فلم ارها امثالها يوم حلّت‏
 
بر خانه ‏ها و سراپرده خاندان محمد صلى الله عليه و آله گذر كردم و آنها را بسان روزگار پر افتخار پيامبر آباد و آزاد و در امنيت و آرامش نديدم.
 
مگر نمی ‏نگرى كه خورشيد جهان افروز در سوگ امام حسين عليه السلام و يارانش رنگ پريده و بيمار است، و زمين و زمان از اين سوگ سهمگين به لرزه در آمده و دگرگون شده است.
 
بنابراين ائمه عليهم السلام براي ادامه اين مسير و از ياد نرفتن قيام خونين کربلا اين روز را بزرگ شمرده و از اولين زائر حسيني يعني جابر بن عبدالله انصاري - که در اولين اربعين خود را به قبر شهداي کربلا رساند - تجليل کردند. و کم کم روايات بسياري در زمينه ثواب زيارت امام حسين عليه السلام در روزهاي خاص و در تمام طول سال نقل شد، در پايان به ذکر يک روايت اکتفا مي شود:
حسن بن على بن فضّال، از ابو ايّوب خزّاز، از محمّد بن مسلم، از امام‏ ابو جعفر محمّد بن علي عليهماالسلام روايت كرده است كه فرمود: شيعه ما را به زيارت حسين بن علي عليه السلام امر كنيد، زيرا كه زيارت‏ او ويرانى و غرق و آتش‏سوزى و خورده شدن توسط درندگان را دفع ميكند، و زيارت‏ او بر كسى كه به امامت حسين (ع) از جانب خداى عز و جل معترف باشد فرض است.
 

نوشته شده در جمعه بیست و یکم آذر 1393ساعت 7:46 توسط صدیقه| |


اربعین امام حسین (ع)

علت بزرگداشت اربعین چیست‌؟ مهمترین نکته درباره اربعین‌، روایت امام عسکری (ع‌) است‌.
اما این که منشأ اربعین چیست‌، باید گفت‌، در منابع به این روز به دو اعتبار نگریسته شده است‌.
نخست روزی که اسرای کربلا از شام به مدینه مراجعت کردند.

دوم روزی که جابر بن عبدالله انصاری‌، صحابی پیامبر خدا (ص‌) از مدینه به ‌کربلا وارد شد تا قبر حضرت اباعبدالله الحسین (ع‌) را زیارت کند. شیخ مفید (م 413) در«مسار الشیعه» که در ایام موالید و وفیات ائمه اطهار علیهم السلام است‌، اشاره به روز اربعین‌کرده و نوشته است‌: این روزی است که حرم امام حسین (ع‌)، از شام به سوی مدینه مراجعت کردند. نیز روزی است که جابر بن عبدالله برای زیارت امام ‌حسین (ع‌) وارد کربلا شد.

کهن‌ترین کتاب دعایی مفصل موجود، کتاب «مصباح المتهجّد» شیخ طوسی از شاگردان شیخ مفید است که ایشان هم همین مطلب را آورده است‌.
 
شیخ ‌طوسی پس از یاد از این که روز نخست ماه صفر روز شهادت زید بن علی بن‌الحسین (ع‌) و روز سوم ماه صفر، روز آتش زدن کعبه توسط سپاه شام در سال‌هجری است‌، می‌نویسد: بیستم ماه صفر (چهل روز پس از حادثه کربلا) روزی است که حرم سید ما اباعبدالله الحسین از شام به مدینه مراجعت کرد ونیز روزی است که جابر بن عبدالله انصاری‌، صحابی رسول خدا (ص‌) ازمدینه وارد کربلا شد تا قبر حضرت را زیارت کند. او نخستین کس از مردمان بود که امام حسین (ع‌) را زیارت کرد. در چنین روزی زیارت آن حضرت ‌مستحب است و آن زیارت اربعین است‌. (مصباح المتهجد، ص 787) در همانجا آمده است که وقت خواندن زیارت اربعین‌، هنگامی است که روز بالا آمده ‌است.‌

در کتاب «نزهة الزاهد» هم که در قرن ششم هجری تألیف شده‌، آمده‌: در بیستم ‌این ماه بود که حرم محترم امام حسین(ع) از شام به مدینه آمدند. (نزهة‌الزاهد، ص 241) همین طور در ترجمه فارسی فتوح ابن اعثم (الفتوح ابن اعثم‌، تصحیح مجد طباطبائی‌‌) و کتاب مصباح کفعمی که از متون دعایی بسیار مهم قرن نهم هجری است‌این مطلب آمده است‌. برخی استظهار کرده‌اند که عبارت شیخ مفید و شیخ‌طوسی‌، بر آن است که روز اربعین‌، روزی است که اسرا از شام به مقصد مدینه ‌خارج شدند نه آن که در آن روز به مدینه رسیدند. (لؤلؤ و مرجان‌، ص 154) به هر روی‌، زیارت اربعین از زیارت‌های مورد وثوق امام حسین (ع‌) است که ازلحاظ معنا و مفهوم قابل توجه است‌.
 


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه بیستم آذر 1393ساعت 15:45 توسط صدیقه| |

زیارت امام حسین(ع) در روز اربعین
 
مهمترین نکته درباره اربعین‌، روایت امام عسکری (ع) است‌. حضرت در روایتی که در منابع ‌مختلف از ایشان نقل شده فرموده‌اند: نشانه‌های مؤمن پنج چیز است‌: 1ـ خواندن پنجاه و یک رکعت نماز(17رکعت نماز واجب +11 نماز شب+ 23نوافل‌) 2ـ زیارت اربعین 3ـ انگشتری در دست راست 4 ـ وجود آثار سجده ‌بر پیشانی 5 ـ بلند خواندن بسم الله در نماز. این حدیث تنها مدرک معتبری است که جدای از خود زیارت اربعین که در منابع دعایی آمده‌، به اربعین امام حسین(ع) و بزرگداشت آن روز تصریح کرده ‌است‌.
 
در مورد مهمترین وقایع بیستم صفر در منابع معتبر بیشتر به دو رویداد یعنی خروج کاروان اسرا از شام به سمت مدینه و دوم زیارت جابربن عبدالله انصاری از حرم امام حسین(ع) تأکید شده است و در مورد اینکه در این روز اهل بیت امام حسین(ع)، به کربلا بازگشتند، تردید جدی وجود دارد.
 
همچنین بر اساس تأکید برخی از محققان، کسی که به همراه جابر در این روز به کربلا آمده، فردی است به نام «عطیه بن سعد بن جناده عوفی کوفی» که به اشتباه  در اذهان، او را غلام جابر عنوان کرده اند؛ در حالیکه او یکی از بزرگترین دانشمندان و مفسران اسلامی و از شاگردان عبدالله بن عباس می‌باشد و تفسیری در پنج مجلّد بر قرآن مجید نوشته و از راویان حدیث محسوب می‌شود.
 
شیعیان بر اساس تأکیدات ائمه معصومین(ع) بر زیارت حرم امام حسین(ع) در روز اربعین، هر ساله در این ایام به سوی کربلا حرکت کرده و حتی پیاده و پای برهنه به زیارت اباعبدالله الحسین(ع) می شتابند  و در این روز میلیون‎ها شیعه عراقی و غیرعراقی در این روز بر مزار امام حسین (ع) جمع می‎شوند.
 
از اعمال روز اربعین که در مفاتیح الجنان به طور مفصل بدان اشاره شده است؛ خواندن «زیارت اربعین امام حسین(ع)»  و پس از آن خواندن دو رکعت نماز است.


نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم آذر 1393ساعت 15:55 توسط صدیقه| |


ورود اهل بیت(ع) به مدینه
 
سفر طولانی اهل بیت(ع) که از مدینه (در شب 28 رجب سال 60 هجری) آغاز شده بود سرانجام به مدینه ختم شد. اهل بیت امام حسین(ع) که پس از واقعه کربلا به عنوان اسیر به شام اعزام شده بودند، سرانجام به دستور یزید راهی مدینه شدند و در بیستم ماه صفر سال 61 هجری به مدینه بازگشتند.
 
امام سجاد (ع) قبل از ورود به مدینه «بشیر بن جذلم» را که در سرودن شعر توانایی داشت، به شهر فرستاد تا خبر ورود اهل بیت(ع) و شهادت  امام حسین(ع) را اعلام کند. بشیر به شهر آمد و این اشعار را در رثای امام حسین (ع) و شهدای کربلا خواند: «یا اهل یثرب لا مقام لکم به/  قتل الحسین فادمعی مدرار الجسم منه بکربلا مضر / والراس منه علی القناة یدار»؛ « ای اهل مدینه دیگر در مدینه نمانید، حسین را کشتند،  جسم عریان او را در کربلا رها کردند و سر او را بالای نیزه شهر به شهر گرداندند.» او خبر شهادت امام حسین علیه‌السلام را اعلام کرد. سپس گفت: هم اکنون علی بن حسین(ع) با عمه­ها و خواهرانش، نزدیک شهر رسیده­اند و من قاصد او هستم که جای او را به شما نشان دهم.

مردم با گریه و زاری به استقبال اسرا شتافتند. امام سجاد(ع) در بین مردم به سخنرانی پرداخت و خبر شهادت امام حسین(ع) و یارانش و اسارت اهل بیتش را اعلام کرد. آن حضرت، سایر مصائب کربلا همچون بر نوک نیزه کردن سر آن حضرت و شهر به شهر گرداندن اسرا را اعلام نمود.
 
در بخشی  از سخنان امام سجاد (ع) آمده است: کدام دلى است که در این مصیبت نسوزد؟ و کدام چشمى است که نگرید؟ اى مردم مى‏دانید که ما را پراکنده ساختند و به اسارت گرفتند و بى‏آنکه جرمى داشته و یا کار ناپسندى انجام داده و یا تغییرى در دین اسلام داده باشیم ما را از خانه و کاشانه آواره ساختند. اى مردم کدام قلبى است که از کشتن او شکسته نشود؟ و کدام دلى است که در این مصیبت محزون و غمناک نگردد؟ و کدام چشمى است که به یاد او اشک نریزد؟ و کدام گوشى است که از این فاجعه که به اسلام وارد ساختند، توان شنیدن آن را داشته باشد؟
 
هرگز با پیشینیان ما این چنین رفتار نکرده بودند. به خدا چنانچه پیامبر(ص) به جاى سفارشى که درباره ما کرده بود، فرمان مى‏داد که با ما نبرد کنند، هرگز از این بدتر نمى‏کردند. انا للّه و انا الیه راجعون، این مصیبت بزرگ و فاجعه سهمناک که بر ما روى آورد تا چه اندازه دردناک و سوزنده و سخت و تلخ بود. از خداى مى‏خواهیم که در برابر این شداید و مصائب اجر و رحمت عطا کند و از دشمنان ما انتقام کشد و داد ما مظلومان را از ستمکاران بازجوید. زیرا که او عزیز و انتقام‏گیرنده است.»
 
امام سجاد (ع) در مدینه با روشی خاص فعالیت‏های خود را علیه حکومت وقت ادامه داد. ایشان با کناره‏گیری از حرکتهای تند و مسلحانه موجود، به مبارزه‏ای آرام و اثربخش در قالب زنده نگه ‏داشتن یاد و خاطره قیام عاشورا با گریه و یادآوری مصائب کربلا، تبیین معارف اسلامی در قالب دعا و نیایش، بیان فضایل اهل‏بیت پیامبر(ص) و تداوم امامت و رهبری شیعیان راستین، دست زد.  صحیفه سجادیه و «رساله حقوق » و «رساله زهد» آن حضرت یادگاری از تعالیم تربیتی و اخلاقی او است و روشی دیگر از مبارزه وی با نظامِ فاسد و مفاسد عصر خویش را نشان می‏دهد.
 
امام زین العابدین(ع) که تا 34 سال پس از واقعه کربلا زنده ماند، همواره تلاش می کرد یاد و خاطره شهدای کربلا را زنده نگه دارد. هرگاه آب می نوشید به یاد پدر بود  بر مصایب امام حسین(ع)گریه می کرد و اشک می ریخت. در روایتی آن حضرت به عنوان یکی از «بکائون»( بسیار گریه کنندگان) ذکر شده است. امام صادق (ع) فرمود: بسیار گریه کنندگان پنج نفرند: آدم(ع) ، یعقوب(ع) ، یوسف(ع)، حضرت فاطمه(س) و علی بن حسین(ع).
 
امام سجاد (ع) در هر شرایطی نام و یاد شهدای کربلا به ویژه پدر گرامی شان اباعبدالله الحسین(ع) را زنده نگه می داشتند و بر مظلومیت ایشان می گریستند؛ هر گاه غذایی برای حضرت می آوردند، گریه می کرد. یکی از غلامان آن حضرت عرض کرد: آقا می ترسم هلاک شوید. حضرت فرمود: من شکوه و غم واندوه خویش را نزد خدا می برم و از خدا می دانم چیزی را که شما از جانب او نمی دانید.هر گاه کشته شدن فرزندان فاطمه(س) را یاد می کنم بی اختیار بغض گلویم را می گیرد و اشکم جاری می گردد.
 
ایشان می فرمود: یعقوب پیغمبر دوازده پسر داشت، خداوند یکى از پسرانش را از نظر او غایب کرد و از حزن و اندوه دوری آن پسر موى سرش سفید گردید و پشتش خمیده و چشمش از بسیارى گریه نابینا شد، و حال آن که پسرش در دنیا زنده بود، و لکن من به چشم خود پدر و برادرم را با هفده تن از اهل بیتش، کشته و سر بریده دیدم، پس چگونه حزن من به پایان رسد و گریه‏ام کم شود؟
 
حضرت زینب(س) نیز در مدینه اقداماتی را در تبلیغ اهداف و پیام امام حسین (ع) و زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهیدان کربلا انجام داد که موجب ترس و وحشت حکومت یزید گردید. حضرت زینب(س) پس از ورود به مدینه و استقبال جمع زیادی از گروه‌های عزادار از وی «به طرف مسجد پیامبر(ص) حرکت کرد و در مقابل درب ورودی روضه نبوی در حالى که دو طرفِ درِ مسجد را گرفته بود، خطاب به پیامبر(ص) گفت: «یا جَدَّاه إِنّی ناعِیةٌ إِلَیْکَ أخِی الْحُسَیْنَ» ای جد بزرگوار،من خبر مرگ برادرم حسین(ع) را براى تو آورده‏ام.
 
زینب پیوسته گریه مى‏کرد و اشک و آهش تمامى نداشت و هر بار که به برادرزاده‏اش على بن الحسین (ع) مى‏نگریست، اندوهش تازه و غمش افزوده مى‏شد. سخن زینب(س) گویی آتش قیامی بود که علیه امویان شعله می‏گرفت. ام‌کلثوم نیز هنگام ورود به مدینه اشعاری در رثای امام حسین(ع) سروده است.
 
حضور حضرت زینب(س) در مدینه موجب شد که فرماندار مدینه؛ «سعید بن عمرو» احساس خطر کند. از این رو نامه‏ای به   یزید نوشت و او را از جریان امر و چگونگی خطر دعوت حضرت زینب(س) آگاه نمود. بلافاصله از سوی یزید دستوری دائر بر اخراج آن حضرت از شهر رسید؛ امّا حضرت زینب(س) به موضع‏گیری پرداخت و گفت: خدا می‏داند چه بر سر ما آمده است، یزید مردان برگزیده ما را به شهادت رسانید و ما را بر فراز محمل شتران به این سوی و آن سوی کشانید.

به خدا قسم ما از این شهر خارج نمی‏شویم هر چند که خون­هایمان ریخته شود. اما سرانجام با حضور زنان بنی‏هاشم و اصرار آنها حضرت زینب (س) ناچار دومین هجرت خود را آغاز نمود.  برخی روایات دلالت بر حضور او در مصر و ادامه زندگی در این شهر تا پایان عمر (سال 62 ه ق) دارند. برخی روایات نیز مقصد او را شام معین کرده و حتی مرقد آن حضرت را در دمشق، محلی که اینک به این نام مشهور است، می‏دانند.


نوشته شده در سه شنبه هجدهم آذر 1393ساعت 15:56 توسط صدیقه| |

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin